تبليغاتX
عشق الهی

عشق الهی

آشیانه ای درباب رسیدن به معشوق ابدی

شهادت امام جعفر صادق (ع)

شهادت امام جعفر صادق (ع) رو به همه مسلمانان عزیز تسلیت عرض میکنم

 

جعفر پسر محمد، ششمین امام شیعیان و پایه گذار این مذهب، فرزند محمد باقر و ام‌فروه است. او در ۱۷ ربیع الاول ۸۳ هجری قمری (۷۰۲-۷۰۳ میلادی) در مدینه دیده به جهان گشود. او نزد شیعیان به جعفر صادق ملقب است. او توسط منصور دوانیقی، خلیفه عباسی مسموم شد و در ۲۵ شوال ۱۴۸ هجری قمری در سن ۶۵ سالگی در مدینه به شهادت رسید. محل دفن وی در بقیع است
معروفترین لقب او صادق به معنی راستین و راستگو است. وی القاب دیگری نیز دارد، اما چون فقیهان و محدثان معاصر او که شیعه وی هم نبوده‌‏اند، او را به درستی حدیث و راستگویی در نقل روایت‏ بدین لقب ستوده‌ اند.
از دیگر القاب او عبارتند از:
  • فاضل (دارای فضیلت و برتری)
  • قائم (به معنی ثابت و پایدار، قیام کننده، برپا و استوار)
  • کامل (و او کسی است که از عیب‌ها منزه و دور و برکنار است)
  • منجی (نجات بخش و رستگار کننده، عامل رستگاری و نجات)
  • کلمه الحق (سخن حق)
  • لسان الصدق (راستگوی در سخن، گویای راستی)
  • صابر (بردبار)

او از نسل محمد پیامبر اسلام و خدیجه است که ایشان جدّ و جدّه اصلی امام بحساب می‌آیند. او فرزند محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب است. جدّه اصلی او فاطمه زهرا دختر پیامبر اسلام و همسر علی است. پس از او باید از همسر حسین شهربانو و هم از کیهان بانو (خواهر شهربانو) نام برد. امام علی کیهان بانو را به عقد محمد بن ابی بکر درآورد و از او پسری به نام قاسم به دنیا آمد که دختر او امّ فروه مادر امام صادق است. پس کیهان بانو جدّه مادری امام صادق است. و بنابراین جده پدری و مادری امام صادق دو خواهر ایرانی و از نسل یزدگرد پادشاه ساسانی می‌باشند.

دوران امامت آن بزرگوار ۳۴ سال بوده که با اواخر حکومت امویان واوایل حکومت عباسیان مصادف می‌باشد. او با پنج تن از خلفای بنی امیه، هشام بن عبدالملی، ولید بن یزید بن عبدالملی، یزید بن ولید بن عبدالملی، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ملقب به حمار و دو تن از خلفای بنی عباس ابوالعباس (عبدالله بن محمد) معروف به سفاح و ابوجعفر معروف به منصور دوانیقی معاصر بود.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 9:43  توسط سید محمد علی حسینی پور  | 

شعبان 1388

حلول ماه شعبان ، ماه عبادت و بندگی ، و اعياد خجسته

 شعبانيه مبارک باد

 

ميلاد با سعادت سه پاره خورشيد نبوي (ص) اميرلحظات بي پايان نيايش حضرت ابا عبد الله الحسين (ع) ماه رخشان حيدري خصال حضرت اباالفضل العباس (ع) زينت دهنده سجده گاه عاشقان حضرت امام سجاد (ع) بر شما دوست عزيز وره روان بزرگواران مبارك باد.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 9:58  توسط سید محمد علی حسینی پور  | 

شهادت بی بی دو عالم

 

زهرا(س) در وصیت خود به علی(ع) ذکر کرد که مرا شب غسل ده و کفن و به خاک بسپار. لذا علی(ع)شبانه زهرا(س) را غسل دادو علی(ع) خود به تنهایی وصیت زهرا(س) را عملی کرد. در هنگام غسل دادن زهرا(س) ،علی(ع) سفارش بسیار نمود که بچه ها آرام باشند. برخی نوشته اند که همراه اسماء، فاطمه(س) را غسل داد که خود فرمود فاطمه(س) را در پیراهن غسل داد. او طاهر و مطهر بود، او را عریان نساختم، او را کفن کردم، از حنوطی که از حنوط پیامبر بود و به جفت پارچه او را کفن نموده.

نقل می کنند که همین که علی(ع) خواست آخرین بند کفن را ببندد نگاهی به فرزندان فاطمه(س) نمود و دید که عجیب گریانند و آستین ها را در دهان کرده که صدای گریه آنها بلند نشود. بعد فضه را صدا زد که به فرزندان فاطمه(س) بگو بیایند و برای آخرین بار مادر خود را ملاقات کنند همین که فرزندان زهرا(س) آمدند کنار پیکر مادر، حسن و حسین (ع) خود را روی سینه مادر و زینبین(ع) خود را روی پاهای مادر انداختند. در اینجا امیر المومنین(ع) قسم یاد می کند که در این لحظه واقعه ای رخ داد که برای احدی رخ نداده است.

دیدم که بند های کفن باز شد و دستهای فاطمه(س) از کفن بیرون آمد. حسن و حسین(ع) را در آغوش کشید و حسنین(ع) با شیون و گریان، حسین می گفت:«مادر، من حسین تو هستم» حسن می گفت:«مادر من حسن تو هستم مادر به خدا زود بود تا از ما روی گردانی و ما را با داغ غمت تنها بگذاری مادر اسلام ما را به جدمان رسول خدا(ص) برسان و به او بگو که ما را در این دنیا یتیم گذاشتی.»

علی(ع) فرمود:« در همین حال دیدم که هاتفی از آسمان ندا می دهد که علی فرزندان فاطمه(س) را از سینه او بردار و جدا کن،چرا که ملائکه آسمان بگریه در آمدند و از آنها تاب برداشته شده. لذا علی(ع) فرزندان را از سینه مادر جدا نمود و با دلی پر خون حسنین(ع) را به کنار کشید.(1)

آن شب مدینه کشتی دریای غم بود

                   دریای غم از کثرت ظلم و ستم بود

آنشب که خون از دامن مهتاب می ریخت

                  بر غسل زهرا اسماء آب می ریخت

آنشب خدا داند خدا داند که چون بود

                 قلب علی زندانی از فریاد و خون بود

طفلی گرفته آستین دائم به دندان

                  تا ناله خود را کند در سینه پنهان

آنشب امیر المومنین با اشک دیده

                   مــی شست تنها پیکر یار شهیده

می شستند تاریکی شب مخفیانه

                   گه جای سیلی گاه جای تازیانه

صد بار از حال رفت و دست از خویشتن شست

                   تا جسم و جانش را درون پیرهن شست

خود در کفن پیچید آن خونین بدن را

                 خونین بدن نه بلکه جان خویشتن را

چشم از نگه نای از نوا لب از سخن بست

                 بگشود دست حسرت و بند کفن بست

چشم از نگه ناگه فتاد آن تیر کوکب را نظاره

                 برگرد ماه خویش لرزان دو ستاره

دو گوشواره که ز گوش افتاد بودند

                  بر خاک تنهایی خموش افتاده بودند

دو جوجه از آشیان بی آشیانه

                   دو بلبل گردیده خاموش از ترانه

از بی کسی در بال هم سر برده بودند

                  گوئی کنار جسم مادر مرده بودند

داغ دل مولا دوباره گشت تازه

                  ریحانه ها را زد صدا پای جنازه

که ای گوشه گیرانه شب غربت بیائید

                 آخر وداع خویش با مادر نمائید

آن پر گشته طایران از جا پریدند

                افتان و خیزان جانب مادر دویدند

چون جان شیرین جسم او در بر گرفتند

                گل بوسه از آن لاله پرپر گرفتند

یکباره از عمق کفن آهی برآمد

                با ناله بیرون دستهای مادر آمد

در قلب شب خورشید خاموش مدینه

               بگذاشت روی هر دو ماهش را به سینه

میخواست بی تابی ز طفلان جان بگیرد

                می رفت تا جان علی پایان بگیرد

ناگه ندا آمد علی بشتاب بشتاب

              دو گوشوار عرش را دریاب دریاب

مگذار زهرا را چنین در بر بگیرند

               مگذار روی سینه مادر بمیرند

خلیل ملک را رحمی از بهر خدا کن

              از پیکر مادر یتیمان را جدا کن(1)

تاریخ شهادت فاطمه(س)

در تاریخ شهادت زهرا(س) اختلاف هست نظر به اینک حضرت زهرا(س) چند روز بعد از رحلت پیامبر(ص) حیات داشته است.

1-در کتاب عمده ابن بطریق 40 روز ذکر کرده است.

2-واقدی در کتاب خود نوشته است که گروهی75 روز ذکر کرده اند.

3-صیحیح بخاری دز جلده از عامه می گوید 5 ماه زیست داشته است.

4-عمده ابن بطریق در صفحه 104 بنقل از بعضی از علمای اهل سنت 6 ماه نوشته است

5- هشام بن سالم از امام صادق(ع) در کتاب العمه البیضاء فی شرح خطبه الزهرا ذکر کرده است که بعد از پیامبر 75 روز و در این مدت مادمان زهرا هیچ خنده بر نداشته و هر جمعه شهدای احد را زیارت می کردوشنبه و پنجشنه نیز به قبرستان بقیع می رفت و گریه می کرد تا از دنیا می رفت. و در مقابل الطالین تا 8 ماه نوشته اند و حد اقل آن 40 روز است و از جعفربن محمدبن علی(ع)روایت کرده اند که 3 ماه یا 90 روز پس از پیامبر وفات نموده که شب سه شنبه دوم جمادی الاخره بوده است.

در مدرک این کتاب رحلت فاطمه(س) را بعد از ظهر سه شنبه دوم جمادی الاخریعنی 71 روز پس از رحلت پیامبر در سن 18 سال و 7 ماه ذکر نموده است.

و علامه مجلسی در عیون المعجزات سید مرتضی75روز زا ذکر کرده است که از رحلت پیامبر که در 28 صفر گرفته است وفات حضرت صدیقه را 13 جمادی الاولی نوشته و عمر آن حضرت را 18 سال داشته است.(1)

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 19:24  توسط سید محمد علی حسینی پور  | 

هر که عشق بکارد گريه درو کند؟؟؟؟؟؟

 شرمنده اماين جمله که مي گويد هر که عشق بکارد گريه درو کند تا حدودي


 جمله درستي است و با لعيان در جامعه مشاهده شده هست


ولي کليت اين جمله درست نيست زيرا آن عشقي گريه در بر دارد که عشق الهي نباشد ويا به تعبير ديگر عشق مجازي باشد اگر فردي عشق خود را نسبت به خدا ابراز دارد هيچ وقت گريه درو نخواهد کرد بلکه بر عکس هر چه او خواهد ومصلحت وي باشد درو خواهد کردچون اوست که اول وآخر راميداد و مهربانتر از همه به ماست و دل که منشا عشق است نبايد حرم غير خدا قرار گيرد


و هر چيزي که در طول عشق الهي نباشد نبايد به داخل اين حرم راه يابد پس بايد مهر ومحبت وعشق وعلاقه خود رادر غيرجاده ي


خدايي مصرف نکنيم که در غير اين صورت گريه درو کرده و آخر از کرده ي خويش پشيمانيم


      حال با تو گويم الهي:


                  به کدامين نام تو را بخوانم


                              به کدامين آبرو رو به درگاهت کنم


           به کدامين اشک از تو ياري جويم


                             و به کدامين زبان گويم که شرمنده ام 


                        الهي وربي و مولاي............

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 19:40  توسط سید محمد علی حسینی پور  | 

عجب صبری خدا دارد!

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که در همسايه ی صدها گرسنه،

چند بزمی گرم عيش و نوش می ديدم،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم،
بر لبِ پيمانه می کردم
.

عجب صبری خدا دارد
!
اگر من جای او بودم؛
که می ديدم يکی عريان و لرزان؛

ديگری پوشيده از صد جامه ی رنگين؛
زمين و آسمان را،
واژگون، مستانه می کردم
.

عجب صبری خدا دارد
!
اگر من جای او بودم؛
برای خاطر تنها يکی مجنونِ صحراگردِ بی سامان،
هزاران ليلی ناز آفرين را کو به کو،
آواره و ديوانه می کردم
.

عجب صبری خدا دارد
!
اگر من جای او بودم؛
به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،
سراپایِ وجودِ بی وفا معشوق را،
پروانه می کردم
.

عجب صبری خدا دارد
!
چرا من جایِ او باشم؛
همين بهتر که او خود جایِ خود بنشسته و تابِ تماشایِ تمامِ زشتکاری هایِ اين مخلوق را دارد
!
وگرنه من به جایِ او چو بودم،
يک نفس کی عادلانه سازشی،
با جاهل فرزانه می کردم؛
عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 19:34  توسط سید محمد علی حسینی پور  | 

یک حرف . . .

 

            در بحر فتاده​ام چو ماهی.........تا یار مرا به شست گیرد

            در پاش فتاده​ام به زاری..........آیا بود آن که دست گیرد؟

الهی!

ما که به توزنده ایم هرگزکی میریم؟..ما که به تو شادانیم هرگزکی اندوهگین شویم؟

ما که به توعزیزیم هرگز چون ذلیل شویم..تو آن مایی وماآن تو..سزاوارربوبیتی  

و همه بر خوان تو..دست این همه گدا بردامان تو..کی بسر آید این وعده دیدار؟

                      به حقک و حرمتک یا عزیز و یا غفار

الهی!         

   بنده جرم کرد...خسته دل و آلوده دامن شد...

             منادی کَرَم تو آواز داد که نصیب معیوبان با من شد...

                           رحمت سبقت گرفت و فضل و کرمت ضامن شد...

الهی!

                    از من اشکی و آهی...و از تو نگاهی

     ای عاشق دل سوخته اندوه مدار......روزی به مراد عاشقان گردد کار

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 8:47  توسط سید محمد علی حسینی پور  | 

شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)

 

دهم ربيع الثاني، رحلت پر دريغ کوثر کرامت و جاري مرحمت، حضرت فاطمه معصومه (س) را تسليت ميگوييم.

 

فضيلت زيارت آن حضرت:

راجع به زيارت فاطمه معصومه دخترموسي بن جعفر(ع) روايات بسياري وارد شده ازجمله:


1.امام رضا (ع) فرمود:هرکه معصومه را در قم زيارت کند مانند کسي است که مرا زيارت کرده است.


2.امام صادق (ع) فرمود:بهزودي بانويي از فرزندان من آنجا(قم) دفن مي شود که نامش فاطمه است ،هرکس اورازيارت کند بهشت براو واجب مي شود.


3.امام جواد(ع) فرمود:هرکس قبرعمه ام رادر قم زيارت کند ،بهشت از آن اوست.


4.امام صادق (ع) فرمود:بانويي از تبار من ،به نام فاطمه دختر موسي درآن شهر ديده از جهان فرو مي بندد که باشفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.

سكينه قلب من تويى يا حضرت معصومه (س) آنگاه كه تشنه عشقم و بى تابانه سرچشمه وصالى را جستجو

 مى كنم، اين حرم امن توست كه آرامش وصف ناپذير را برايم به ارمغان مى آورد. آنگاه كه زمانه به رويم

چهره درهم مى كشد و دنيا روى نامردى به سويم مى گشايد اين آغوش مهربان توست كه مادرانه به سوى

 خود فرا مى خواند. و من عاشق سرگشته ى را بهتر از سراى تو خواهم يافت. يا مولاتى، يا حضرت

معصومه(س)، حضور كبريايى توست كه از قم مدينه اى ديگر ساخته است اما قمى مانند مدينه ملاقات مخفى

 نگهداشتن مدفن تو را نداشته و گوهر وجودى تو را در صدف خويش مايه فخرش قرار داده است .

گوهرى كه از درخشش خود قم را مركز جهان قرار داده است و آنراتبديل به درى را درهاى بهشت كرده

است. اى سكينه قلب من! حرمى تو قبله قلب من است كه من خاكى را به سوى افلاك كشانده و زنجير تعلق

 را از پاى عقل من مى گشايد، حرم تو محل عروج من است زيراكه دركنار تو ودر جوار توست كه از همه

 چيز مى گذرم و عاشق خدا مى شود و تو تنها منبع بى شائبه تسكين دردها و آلام منى، درد هايى كه آنها با

مهربانى درمان مى كنى و مشكلاتى كه صبورانه گره از آنها مى گشايى. اما من هرگز به اميد تمتعات مادى

 به سوى تو نيامده ام چرا كه لذت معنوى كه در بر تو خواهم برد بس شيرين تر از بزرگترين لذات دنيوى

است و اين فقط تجربه ثابت خواهد شد. اى عشق من، هنگامى كه شبكه هاى ضريح تو را در آغوش مى

گيرم ديگر زبان در كامم نمى چرخد و هعمه خواسته هايم از يادم مى رود شايد اين از عظمت مهر و محبت

 ولاى تواست كه بر قلبم مى نشيند و آنچنان آرامش بر قلبم حكمفرما مى شود كه همه چيز را فراموش كرده

 و مبهوت و مدهوش انى مهر و محبت مى شوم .

چه مشد اگز براى هميشه د رجوار تو فرار امى گرفتم و ساكن كوى مهر تو مى شدم تا مالامال از عشق

الهى مى شوم و آنگاه دم از بى وجودى و فنا مى زدم .

اى مادر مهربان من و اى معصومه كيمياى من تنها چيزى كه از تو خواستارم شفاعت من است كه مرا هم

با وجود بى لياقتى ام در جوار محبان خويش قرار ذهنى و از مى وجودى خويش مستم سازى .

يا فاطمه(س) اشفعى لنا فى الجنة

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 8:30  توسط سید محمد علی حسینی پور  | 

عید بر شما دوست عزیز مبارک باد انشالله

شاید این جمعه بیاد  شاید

يا مقلب القلوب والابصار

يا مدبر الليل والنهار

يا محول الحول والاحوال

حول حالنا الي احسن الحال

عيد نوروز سر آغاز طراوت طبيعت و جوان شدن جهان است.

تازه شدن فضاي زندگي طبيعي انسان. و چه نيكوست كه همراه با

طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پيدا كند.

اولین ارزوی من  ظهور آقا امام زمان (عج) و پیروزی همه مسلمانان جهان و سلامتی همه مسلمانان و شفای همه مریض ها و سالی همراه با پر برکتی و خوشبختی آرزو دارم انشالله موفق باشید التماس دعا خدا حافظ.


 

 

 

طراوت ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 15:37  توسط سید محمد علی حسینی پور  | 

میلاد نبی اکرم محمد مصطفی(ص)و امام صادق(ع)

فرارسيدن ميلادنبي مكرم اسلام حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي(ص) و  امام صادق (ع)  همچنین هفته وحدت  را به شما عزیزان تبریک می گوییم

چهل حدیث از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)
خلاصه از زندگی نامه پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 9:28  توسط سید محمد علی حسینی پور  | 

اعمال ماه ربيع الاول

      حلول ماه ربیع الاول ماه شادی آل الله ماه رحمت و برکات الهی  بر شما مبارک باد

 


شب اول (ماه ربيع الاول )

سال سيزدهم بعثت مبدا هجرت حضرت رسول صلى الله عليه و آله بود از مكه معظمه به مـديـنـه مـنـوره و در آن شـب در غـار ثـور مـخفى شد و حضرت امير عليه السلام جان خود را فـداى جـان شـريـف او نـمـود و در جـاى آن حـضـرت خـوابـيـد و از شـمـشـيـرهـاى قـبـايـل مـشـركـيـن پـروا نـكـرد و فـضـل خـود و مـواسـات و بـرادرى خـود بـا رسول صلى الله عليه و آله بر تمام عالم ظاهر گردانيد

و آيه كريمه :و من الناس من يـشـرى نـفـسـه ابـتـغـاء مـرضـات الله در شـاءنـش نازل گرديد.

روز اول :

عـلمـاء گـفـتـه انـد مـسـتـحـب اسـت كـه بـراى تـشـكـر نـعـمـت سـلامـتـى رسول خدا و اميرالمؤ منين عليه السلام روزه بدارند و زيارت آن دو بزرگوار در اين روز مـنـاسـب اسـت

و سـيـد بـن طـاووس در اقـبـال بـراى ايـن روز دعـايـى نقل فرموده است و در اين روز، به قول شيخ طوسى و كفعمى حضرت عسكرى عليه السلام وفـات كـرده اسـت و مشهور روز هشتم است و شايد در چنين روزى شروع بيمارى آن حضرت بوده است .





روز نهم :

ايـن روز، روز عـيـد بزرگ و روز عيد بقر است و از براى آن شرح مفصلى است كه در جاى خـودش ذكر شده است .

 و روايتى نقل شده كه : هر كه در اين روز چيزى انفاق كند گناهانش آمـرزيـده شـود

 و گـفـتـه انـد كـه : مـسـتـحـب اسـت در ايـن روز اطـعام برادران مؤ من و خشنود گردانيدن آنها و توسعه دادن در نفقه و پوشيدن لباسهاى نو و شكر و عبادت حق تعالى ،

و ايـن روز، روز، بـرطرف شدن غمها است و روز بسيار شريفى است

 و چون روز هشتم ماه وفـات امـام حـسـن عـسـكـرى عـليـه السـلام بـوده ايـن روز، روز اول امامت حضرت صاحب الزمان ارواح العالمين فداه بوده و سبب مزيد شرافتش مى باشد.


روز دوازدهم (ماه ربيع الاول )

در ايـن روز بـه قـول شـيـخ كـلينى و مسعودى و مشهور بين عامه ولادت با سعادت حضرت رسـول صـلى الله عـليـه و آله اسـت

 و مـسـتـحـب اسـت در آن خـوانـدن دو ركـعت نماز در ركعت اول بـعـد از حمد سه مرتبه سوره جحد (قل يا ايها الكافرون ) و در ركعت دوم سه مرتبه توحيد و همچنين در اين روز آن حضرت به مدينه وارد شده اند.


روز شانزدهم :

در كتاب كامل شيخ بهائى است كه اهل بيت امام حسين عليه السلام در اين روز وارد شام شده اند.

شب هفدهم :

شب ولادت حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله و شب بسيار مباركى است و سيد بن طاووس نقل كرده كه معراج آن حضرت در مثل چنين شبى بوده است .


روز هفدهم (ربيع الاول )


ايـن روز بـنـابـر مشهور بين علماى اماميه روز ولادت با سعادت حضرت خاتم الانبياء محمد بـن عـبـد الله صلى الله عليه و آله است و معروف آن است كه ولادت با سعادت آن حضرت در خـانـه خـودش و در وقـت طـلوع فـجـر روز جـمـعـه عـام الفيل ، در ايام سلطنت انوشيروان در مكه معظمه واقع شده است .

 و روايت شده كه در صبح ولادت آن جناب هر بتى كه بر روى زمين بود به رو افتاده بود و ايوان كسرى بلرزيد و چـهـارده كنگره از آن سقوط كرد. و آب درياچه ساوه خشكيد و در وادى سماوه آب جارى شد و آتـشـكـده فـارس خـامـوش شـد در صـورتـى كـه هـزار سـال بود كه خاموش نشده بود و در آن شب نورى از طرف حجاز ظاهر شد و منتشر گرديد تـا بـه مـشـرق عـالم رسـيـد و در آن صـبـح تخت هر پادشاهى از پادشاهان دنيا سرنگون (واژگـون ) شـده بـود

و در آن روز هـيـچ سلطانى نتوانست سخن بگويد و تمام آن ها گنگ شـده بـودنـد و علم كاهنان و سحر ساحران باطل شد و ميان هر كاهن و همزاد او كه براى او خبر مى آورد، جدايى افتاد

و ابليس در آن وقت صيحه زد و ناله نمود و شيطانك هاى خود را جـمـع كـرد آنـهـا گـفتند: اى آقاى ما چه شما را فزع و ناراحتى آورده است ؟ گفت : واى بر شـمـا، بـه يـقـين حادثه عجيبى در زمين پديد آمده است كه از زمان رفع (بالا رفتن ) عيسى تـاكـنون پديد نيامده بود، برويد و بگرديد و ببينيد چه حادثه اى رخ داده است و براى مـن خـبـر آن را بـيـاوريـد، آنـهـا رفتند و برگشتند و گفتند: خبرى نيافتيم .

ابليس گفت : اسـتـعـلام ايـن امـر كـار خـود من است ، پس فرو رفت در دنيا و جولانى كرد تا به حرم مكه رسـيـد، ديـد كـه اطـراف حـرم را مـلائكـه احـاطـه كـرده انـد، خـواسـت داخـل حـرم شـود كـه بـر او صـيـحـه زدنـد، بـرگـشـت و از طـرف كـوه حـرا داخـل شـد جـبـرئيـل او را صـيـحـه زد كـه بـرگـرد - لعـنـت خـدا بـر تـو بـاد –

گـفـت : اى جـبـرئيـل ، از تـو سـوالى دارم بـگو كه امشب چه اتفاقى افتاده است ؟

فرمود: ولادت محمد صلى الله عليه و آله واقع شده ، گفت ، از براى من در او نصيبى هست ؟

فرمود: نه ،

گفت : در امت او بهره اى درام ؟ فرمود: بلى

گفت ، راضى شدم .

و همچنين روايت شده كه چون آن حـضـرت متولد شد بتهايى كه در كعبه گذاشته بودند همه به رو پايين افتادند

و چون شـب شـد نـدايـى از آسـمـان بـلنـد گـرديـد كـه :جـاء الحـق و زهـق البـاطـل ان البـاطـل كـان زهـوقا

.و آن شب سراسر دنيا روشن شد و هر سنگ و كلوخى و درختى كه بود، خنديد و هر چه كه در آسمان و زمين بود خدا را تسبيح كرد و شيطان فرار كـرد و مـى گفت : بهترين امتها و بهترين خلايق و گرامى ترين بندگان و سرور عالميان مـحـمـد صـلى الله عـليـه و آله اسـت .
و هـمـچـنـيـن در ايـن روز شـريـف در سـال 83 (هـشـتـاد و سه ) ولادت امام جعفر صادق عليه السلام واقع شده است و باعث مزيد فضل و شرافت اين روز گرديده است . والده ماجده آن حضرت جناب ام فروه دختر قاسم بن مـحـمـد بـن ابـى بكر است و آن بانو از پرهيزگاران و نيكوكاران بوده و قاسم از فقهاء سـبـعـه (هـفـت گـانـه ) مدينه و از معتمدان و از افراد نزديك به حضرت امام زين العابدين عـليـه السـلام و سبط يزد گرد پادشاه عجم است و با جناب على بن الحسين عليه السلام پـسـر خـاله اسـت . و بـالجـمـله ،


ايـن روز (هـفـدهـم ربـيـع الاول ) روز بـسـيـار شـريـفـى اسـت و از بـراى آن چـنـد عمل است .

1 - غسل

2 - روزه و بـراى آن فـضـيلت بسيار است و روايت شده كه هر كه اين روز را روزه بگيرد خـدا ثـواب روزه يك سال را براى او بنويسد و اين روز يكى از آن چهار روزى است كه در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است .

3 - زيارت حضرت رسول صلى الله عليه و آله از نزديك يا دور

4 - زيـارت امـيرالمؤ منين عليه السلام به همان زيارتى كه حضرت صادق عليه السلام انجام داده ، و تعليم محمد بن مسلم فرموده است .

5 - در وقـتـى كـه روز بـالا بـيايد دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه انا انـزلنـاه و ده مـرتـبـه تـوحـيـد بـخواند و بعد از سلام در مصلاى خود بنشيند و اين دعا را بخواند: اللهم انت حى لا تموت ...


6 - آن كه مسلمانان ، اين روز را تعظيم نمايند و تصدق و خيرات نموده و مؤ منين را مسرور كـنـنـد

 و بـه زيـارت مـشـاهـد مـشـرفـه رونـد و سـيـد بـن طـاووس در اقـبـال شـرحـى از لزوم تـعـظـيـم ايـن روز ذكـر نموده و فرموده كه من گروهى از نصارى (مـسـيـحـيـان ) و جـمـعـى از مـسلمين را يافتم كه تعظيم فراوانى از روز ولادت عيسى (عليه السـلام ) مـى نـمـايـنـد و تـعـجـب كـردم كـه چـگـونـه مـسلمانان قانع شدند كه روز ولادت پيامبرشان كه اعظم از همه پيامبران است به اين مرتبه از تعظيم و گراميداشت باشد كه كمتر از تعظيم مسيحيان است ميلاد عيسى عليه السلام را.


منبع :
مرواريدهاى درخشان
لئالى منثوره
تاليف : حاج شيخ عباس قمى
نگارش و ويرايش : محمد حسين ربانى





+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 8:50  توسط سید محمد علی حسینی پور  |