زهرا(س) در وصیت خود به علی(ع) ذکر کرد که مرا شب غسل ده و کفن و به خاک بسپار. لذا علی(ع)شبانه زهرا(س) را غسل دادو علی(ع) خود به تنهایی وصیت زهرا(س) را عملی کرد. در هنگام غسل دادن زهرا(س) ،علی(ع) سفارش بسیار نمود که بچه ها آرام باشند. برخی نوشته اند که همراه اسماء، فاطمه(س) را غسل داد که خود فرمود فاطمه(س) را در پیراهن غسل داد. او طاهر و مطهر بود، او را عریان نساختم، او را کفن کردم، از حنوطی که از حنوط پیامبر بود و به جفت پارچه او را کفن نموده.
نقل می کنند که همین که علی(ع) خواست آخرین بند کفن را ببندد نگاهی به فرزندان فاطمه(س) نمود و دید که عجیب گریانند و آستین ها را در دهان کرده که صدای گریه آنها بلند نشود. بعد فضه را صدا زد که به فرزندان فاطمه(س) بگو بیایند و برای آخرین بار مادر خود را ملاقات کنند همین که فرزندان زهرا(س) آمدند کنار پیکر مادر، حسن و حسین (ع) خود را روی سینه مادر و زینبین(ع) خود را روی پاهای مادر انداختند. در اینجا امیر المومنین(ع) قسم یاد می کند که در این لحظه واقعه ای رخ داد که برای احدی رخ نداده است.
دیدم که بند های کفن باز شد و دستهای فاطمه(س) از کفن بیرون آمد. حسن و حسین(ع) را در آغوش کشید و حسنین(ع) با شیون و گریان، حسین می گفت:«مادر، من حسین تو هستم» حسن می گفت:«مادر من حسن تو هستم مادر به خدا زود بود تا از ما روی گردانی و ما را با داغ غمت تنها بگذاری مادر اسلام ما را به جدمان رسول خدا(ص) برسان و به او بگو که ما را در این دنیا یتیم گذاشتی.»
علی(ع) فرمود:« در همین حال دیدم که هاتفی از آسمان ندا می دهد که علی فرزندان فاطمه(س) را از سینه او بردار و جدا کن،چرا که ملائکه آسمان بگریه در آمدند و از آنها تاب برداشته شده. لذا علی(ع) فرزندان را از سینه مادر جدا نمود و با دلی پر خون حسنین(ع) را به کنار کشید.(1)
آن شب مدینه کشتی دریای غم بود
دریای غم از کثرت ظلم و ستم بود
آنشب که خون از دامن مهتاب می ریخت
بر غسل زهرا اسماء آب می ریخت
آنشب خدا داند خدا داند که چون بود
قلب علی زندانی از فریاد و خون بود
طفلی گرفته آستین دائم به دندان
تا ناله خود را کند در سینه پنهان
آنشب امیر المومنین با اشک دیده
مــی شست تنها پیکر یار شهیده
می شستند تاریکی شب مخفیانه
گه جای سیلی گاه جای تازیانه
صد بار از حال رفت و دست از خویشتن شست
تا جسم و جانش را درون پیرهن شست
خود در کفن پیچید آن خونین بدن را
خونین بدن نه بلکه جان خویشتن را
چشم از نگه نای از نوا لب از سخن بست
بگشود دست حسرت و بند کفن بست
چشم از نگه ناگه فتاد آن تیر کوکب را نظاره
برگرد ماه خویش لرزان دو ستاره
دو گوشواره که ز گوش افتاد بودند
بر خاک تنهایی خموش افتاده بودند
دو جوجه از آشیان بی آشیانه
دو بلبل گردیده خاموش از ترانه
از بی کسی در بال هم سر برده بودند
گوئی کنار جسم مادر مرده بودند
داغ دل مولا دوباره گشت تازه
ریحانه ها را زد صدا پای جنازه
که ای گوشه گیرانه شب غربت بیائید
آخر وداع خویش با مادر نمائید
آن پر گشته طایران از جا پریدند
افتان و خیزان جانب مادر دویدند
چون جان شیرین جسم او در بر گرفتند
گل بوسه از آن لاله پرپر گرفتند
یکباره از عمق کفن آهی برآمد
با ناله بیرون دستهای مادر آمد
در قلب شب خورشید خاموش مدینه
بگذاشت روی هر دو ماهش را به سینه
میخواست بی تابی ز طفلان جان بگیرد
می رفت تا جان علی پایان بگیرد
ناگه ندا آمد علی بشتاب بشتاب
دو گوشوار عرش را دریاب دریاب
مگذار زهرا را چنین در بر بگیرند
مگذار روی سینه مادر بمیرند
خلیل ملک را رحمی از بهر خدا کن
از پیکر مادر یتیمان را جدا کن(1)
.JPG)
تاریخ شهادت فاطمه(س)
در تاریخ شهادت زهرا(س) اختلاف هست نظر به اینک حضرت زهرا(س) چند روز بعد از رحلت پیامبر(ص) حیات داشته است.
1-در کتاب عمده ابن بطریق 40 روز ذکر کرده است.
2-واقدی در کتاب خود نوشته است که گروهی75 روز ذکر کرده اند.
3-صیحیح بخاری دز جلده از عامه می گوید 5 ماه زیست داشته است.
4-عمده ابن بطریق در صفحه 104 بنقل از بعضی از علمای اهل سنت 6 ماه نوشته است
5- هشام بن سالم از امام صادق(ع) در کتاب العمه البیضاء فی شرح خطبه الزهرا ذکر کرده است که بعد از پیامبر 75 روز و در این مدت مادمان زهرا هیچ خنده بر نداشته و هر جمعه شهدای احد را زیارت می کردوشنبه و پنجشنه نیز به قبرستان بقیع می رفت و گریه می کرد تا از دنیا می رفت. و در مقابل الطالین تا 8 ماه نوشته اند و حد اقل آن 40 روز است و از جعفربن محمدبن علی(ع)روایت کرده اند که 3 ماه یا 90 روز پس از پیامبر وفات نموده که شب سه شنبه دوم جمادی الاخره بوده است.
در مدرک این کتاب رحلت فاطمه(س) را بعد از ظهر سه شنبه دوم جمادی الاخریعنی 71 روز پس از رحلت پیامبر در سن 18 سال و 7 ماه ذکر نموده است.
و علامه مجلسی در عیون المعجزات سید مرتضی75روز زا ذکر کرده است که از رحلت پیامبر که در 28 صفر گرفته است وفات حضرت صدیقه را 13 جمادی الاولی نوشته و عمر آن حضرت را 18 سال داشته است.(1)